جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦١ - متكلمان معتزلى و انديشه تفويض
گرچه همان گونه كه يادآور شديم نسبت اين نظريه به متكلمان معتزلى معروف است ولى توجه به دو نكته لازم است:
١.اين نسبت غالباً از طرف متكلمان اشعرى و طرفداران انديشه جبر به آنان داده شده است، و بعيد نيست جبرگرايان در مقابل حريف نيرومندى كه مجهز به يك سلسله دلايل عقلى روشن بوده قرار داشتند. آنان را به انديشه تفويض و استقلال انسان در كارهاى خويش، متهم نموده باشند. البته ما منكر اين نيستيم كه انديشه تفويض در ميان مسلمانان، از روزهاى آغاز تاريخ اسلام نيز وجود داشته است ولى سخن ما در اين است كه آيا متكلمان معتزلى به اين نظريه گرايش داشته اند و يا اين كه تنها با انديشه جبر به مخالفت برخاسته اند و آگاهانه يا ناآگاهانه از طرف مخالفان خود به انديشه تفويض و «قدر» متهم گرديده اند.
نكته اى كه اين گمان را تقويت مى كند اين است كه تا آنجا كه ما مطالعه كرده ايم در هيچ يك از كتب كلامى اشاعره (قديم و جديد) كه اين نسبت را به معتزله داده اند، مدركى ارائه نشده است و به هنگام ارائه مدرك، هر يك از كتاب ديگرى ياد كرده و به اصطلاح خلف به سلف ارجاع مى دهد و آنچه شهرستانى از واصل بن عطا يادآور شده است، علاوه بر اين كه مدركى بر اين سخن ارائه نداده; اصولاً هيچ دلالتى بر نظريه تفويض ندارد و تنها انديشه «جبر» را باطل مى سازد.
اگر بنا است هر كس را كه با نظريه جبر به مخالفت برخاسته است، طرفدار انديشه «تفويض» دانسته و قدرى بناميم، بايستى متكلمان شيعى را نيز از طرفداران اين انديشه به شمار آورد.