جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٣ - ضرورت افعال، معلول اراده انسان است نه مانع آن
همان گونه كه قبلاً يادآور شديم صدور كارهاى فيزيكى و جوارحى انسان، مبتنى بر چند مقدمه است كه يكى از آنها و آخرين آن عزم و اراده انسان مى باشد تا وقتى كه اراده تحقق نيافته است علت تامه وجود فعل، فراهم نشده و هستى آن فعل به حالت امكان باقى است و پس از آن كه آن را اراده نمود ضرورى وواجب گرديده و جامه هستى مى پوشد، اين وجوب وحتميت، خود، معلول اراده و اختيار انسان است پس چگونه مانع يا مخالف آن مى باشد به همين خاطر حكماء الهى گفته اند: «الوجوب بالاختيار لا ينافى الاختيار بل يؤكده» وجوبى كه از اختيار ناشى مى شود منافات با اختيار ندارد، بلكه آن را تأكيد مى نمايد.
به عبارت روشن تر، مادامى كه فعل از نظر تحقق به حدّ وجوب نرسد، تحقق نمى پذيرد ولى آن كس كه به آن، وصف وجوب افاضه مى كند، نفس انسانى است در اين صورت او فاعل «موجب» به كسر(افاضه كننده وجوب) خواهد بود نه فاعل موجَب (به فتح جيم) و اساس اشتباه مستدل، خلط ميان دو نوع فاعل است.
لازم به يادآورى است كه اشكال ياد شده اختصاص به افعال انسان ندارد، و در مورد افعال الهى نيز گفته شده است، زيرا از نظر اشكال كننده ضرورت و وجوب وجود با اختيار منافات دارد و ـ لذا ـ برخى به تصور اين كه نمى توان آفريدگار هستى را فاعل موجب و فاقد اختيار دانست به انكار اصل قاعده (تا هستى پديده اى به مرحله وجوب نرسد، تحقق نمى يابد) را قاعده برخاسته اند، در حالى كه اصل قاعده صحيح است، و نتيجه گيرى جبر از آن، درست نيست زيرا وجوبى كه به پديده امكانى نسبت داده مى شود وجوب