جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٠ - الف ايمان به قضاء و قدر
«مَنْ زَعَمَ أَنَّ الْخَيْرَ وَالشَّرَّ بِغَيْرِ مَشيئَةِ اللّه فَقَدْ أَخْرَجَ اللّهَ مِنْ سُلْطانِهِ».[١]
٥. ابوداود در سنن و ترمذى در جامع خود از پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) چنين نقل كرده اند كه خداوند به قلم دستور داد:
«اُكْتُبْ مَقادِيرَ كُلِّ شَىْء حَتّى تَقُوم السّاعَةُ».
«حوادثى را كه تا روز قيامت واقع مى گردد، بنويس».[٢]
اين ها نمونه هاى بارزى از روايات قضاء و قدر است كه در اين جا مطرح كرديم، چون جمع آورى كليه روايات صحيح ـ تا چه رسد به مجموع روايات ـ در اين جا امكان پذير نيست، پس چه بهتر كه به جمع بندى مفاد آنچه به عنوان نمونه نقل كرديم، بپردازيم.
از مجموع اين روايات سه مطلب استفاده مى شود كه آنها را يادآور مى شويم:
الف: ايمان به قضاء و قدر
روايات ياد شده حاكى است كه قضاء و قدر يك اصل اسلامى و يكى از معارف الهى مى باشد، و هر مسلمانى بايد به آن ايمان داشته باشد، چگونه مى تواند چنين نباشد؟ در حالى كه قضاء و قدر از مراتب علم الهى (لوح محفوظ) و مربوط به علم پيشين و اراده ذاتى خدا است.
[١] بحارالأنوار، ج٥، ص ١٢٧، باب قضاء و قدر، روايت٧٩. [٢] جامع الأُصول، تأليف ابن اثير، ج١٠، ص ٥١٢; التاج الجامع للأُصول، تأليف شيخ منصور على ناصف، ج٥، ص ٢٦٨.