جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤١ - قضاياى علمى و عينى در قرآن
انتخاب راه خير و سعادت متمكن ساخته و اين استعداد و توانايى را در اختيار او گذاشته است(ثُمَّ السَّبيلَ يَسَّرَهُ)واصولاً اين اختيار و توانايى او بر انتخاب راه خير و سعادت نيز حلقه اى از سلسله تقدير الهى، در مورد انسان و كارهاى او به شمار مى رود، زيرا كارهاى انسان با ويژگى اختيار و توانايى، تقدير و اندازه گيرى شده است.[١]
قضاياى علمى و عينى در قرآن
در آيات ياد شده، سخن از تقديرهاى علمى و عينى به ميان آمده است كه هر يك منعكس كننده ديگرى و بسان نسخه مطابق اصل مى باشند، ولى در آيات ديگر، مسأله قضاهاى علمى و عينى مطرح مى گردد و در هر دو، جريان قطعى بودنِ تحقّق حادثه مطرح مى باشد، چيزى كه هست گاهى به صورت علمى و گاهى به صورت عينى. و در ميان آيات، دو گروه از آيات را برگزيده ايم كه اوّلى ناظر به قضاء علمى و دومى ناظر به قضاء عينى است:
١.(وَقَضَيْنا إِلى بَنى إِسرائيلَ فِى الكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِى الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوّاً كَبيراً)(اسراء/٤).
«درباره بنى اسرائيل قاطعانه حكم كرديم كه در روى زمين دوبار به فساد برمى خيزند و برترى مى جوييد».
از آنجا كه افساد بنى اسرائيل به تدريج بوده و در طول زمانهاى زياد رخ داده و يا رخ خواهد داد، طبعاً چنين قضاء، قضاء علمى خواهد بود.
٢. (وَقَضَيْنا إِليهِ ذلِكَ الأَمْرَ إِنَّ دابِرَ هؤلاءِ مَقْطُوعٌ مُصبِحينَ)(حجر/٦٦).
[١] به تفسير الميزان، ج٢٠، ص ٢٠٧ مراجعه فرماييد.