جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٦ - آيات سه گانه قضاء و قدر
شخصى انسان، امورى را ايجاب مى كند كه بر خلاف ذائقه انسانها، و فراتر از انديشه محدود آنها مى باشد و در حقيقت تكيه آيات مورد بحث، روى همين قسمت است و اعلام مى دارد كه آگاهى قدرت محدود بشر كافى در رفع همه مشكلات نيست و بايد در بخشى از قلمروها، شعار تسليم به تقدير را پيشه خود ساخت، از اين جهت در آيه بعد مى گويد:
(قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلاّ إِحدَى الْحُسْنَيَنْنِ) (توبه/٥٢).
«بگو: شما منافقان درباره ما جز يكى از دو نيكويى، چيزى مى توانيد انتظار داشته باشيد؟».
و مقصود از دو نيكويى، فتح و پيروزى در جهاد، و يا قتل و شهادت در راه خدا است.
خلاصه اينكه: علم و دانش، قدرت و اختيار بشر و حريت او در انتخاب سرنوشت، نبايد مايه غرور و تصور وانهادگى انسان بر خويش باشد، در حالى كه قسمتى از سرنوشت ها، معلول رعايت يك رشته سنن آفرينش و قوانين ظاهرى خلقت است، ولى در عين حال، بخشى از تقديرها از قلمرو خواست انسان بيرون بوده و در گرو علم كلى الهى به مصالح و مفاسد فردى و اجتماعى انسان است و اين بخش از حوادث كه غالباً در جنگ و نبردها، در زلزله ها ، طوفان ها و حوادث سهمگين ديگر خود را نشان مى دهد و هر چند با مرگ و زندگى انسان رابطه مستقيم دارد، ولى به خاطر بيرون بردن از قلمرو توانايى و اختيار او، مايه نكوهش و كيفر نبوده و سعادت و يا شقاوت اُخروى، به آنها بستگى ندارد و با اين تفسير مى توان به هدف بسيارى از آيات مربوط به نزول حسنات و كاميابى ها و اصابه سيئات و ناكامى ها پى برد و تفسير واقعى