جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧١ - نقد و بررسى برهان
قاضى عبدالجبار پس از بيان مطالب فوق مى گويد:
لازمه اين سخن كه موجد افعال انسان خدا است اين است كه كارهاى انسان ارتباط و وابستگى با او و خواستهاى او نداشته باشند. مانند رنگ اندام انسان كه در تحقق خود ارتباطى به دواعى و اراده او ندارد و تنها انسان محل پيدايش آنها است آنگاه مى گويد:
پس، وقوع كارهاى انسان بر اساس دواعى و اراده او دليل بر اختصاص آن به انسان و پيدايش و حدوث آن از جانب او مى باشد.[١]
نقد و بررسى برهان
اين برهان از دو مقدمه تشكيل شده است:
١. كارهاى انسان وابسته به دواعى و خواست او مى باشد.
٢. وابستگى يك پديده به پديده ديگر بيانگر تأثير پديده دوم در پديده نخست مى باشد.
انكار اين دو مقدمه براى هيچ انسان منصف و صاحب انديشه اى روا نيست ولى بايد ديد نتيجه آن دو چيست آيا نتيجه آن انحصار دواعى و خواست انسان در تحقق افعال او است(آن گونه كه مفوضه مى گويند) يا تنها اصل تأثير قدرت دواعى انسان را بيان مى كند؟
از آنجا كه هيچ نشانى از انحصار ياد شده در مقدمات برهان به چشم نمى خورد، بنابراين يك چنين استنتاج از سبك برهان بيرون رفته و نوعى مغالطه
[١] المحيط بالتكليف، ص ٣٤٠ـ ٣٤٥; شرح الأُصول الخمسة، ص ٣٦٦ـ ٣٦٧.