جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٣ - پاسخ صدرالمتألهين به اشكال
مى شود، هر چند به استوارى اين پاسخ كه از آن در باب «علم خدا» ياد كرده است، نمى رسد.
سخنى از برگسون(١٨٥٩ـ ١٩٤١)
برگسون يكى از حكماء بزرگ اروپا به شمار مى رود، بعضى گفته اند در فرانسه پس از دكارت و در سراسر اروپا پس از «كانت» حكيمى به بلندى مقام او نيامده است. وى در پاسخ به كسانى كه اراده را امرى غير اختيارى مى دانند، كلامى دارد كه با آنچه ما يادآور شديم هماهنگ است نامبرده در قسمتى از سخنان خود مى گويد:
«تنوع احوال نفس غير از تعدد و تكثر افرادى است. احوال در يكديگر متداخلند و در عين متنوع بودن متحدند هر حالتى كه از حالات نفس انسان تمام نفس است نه از اجزاء جدا از نفس.
به عبارت ديگر اگر كسى بنا به خواهش نفس كارى انجام دهد نبايد گفت خواهش نفس اراده آن كار را در او ايجاد كرده و او را وادار به آن نموده است زيرا حالات نفس همان خود نفس است پس اراده اى كه بر انجام آن كار صادر مى شود معلول خود نفس است نه معلول معنايى و حالتى كه بر نفس عارض شده است.[١]
پاسخ صدرالمتألهين به اشكال
صدرالمتألهينرحمه اللّه از ذكر اشكال تسلسل اراده هاى غير متناهى در اين
[١] سير حكمت در اروپا، ج٣، ص ٢٧٥.