جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٤ - علم پيشين خدا مايه جبرى گرى است
«جبر» بوده است و در اشعار منسوب به خيام (كه قطعاً غير آن خيام رياضى دان مى باشد كه در اوائل قرن پنجم درگذشته است) چنين مى خوانيم:
من مى خورم و هر كه چو من اهل بود *** مى خـوردن من بـه نـزد او سهـل بـود
مى خـوردن من حق ز ازل مى دانست *** گـر مـى نخـورم علـم خـدا جهل بود
اشاعره كه به خاطر انديشه «خلقت افعال عباد» از جانب خدا، گرفتار جبر شده اند دست و پا مى كنند تا ديگران را نيز كه قائل به اين اصل نيستند به جبر سوق دهند، مى گويند خواه ما به «خلق اعمال» قائل باشيم يا نباشيم، امور پنجگانه اى كه مسلم و غير قابل انكار است، هر انسان الهى و خداشناسى را به گرايش به عقيده جبر دعوت مى كند و اين امور پنجگانه از نظر آنها عبارت است از:
١. علم ازلى و پيشين خدا.
٢. تعلّق اراده ازلى خدا بر افعال انسان.
٣. انجام هر عملى، هنگام تحقق يافتن داعى آن، حالت وجوب، و در صورت عدم تحقّق داعى آن، رنگ امتناع مى گيرد و در اين صورت براى اختيار، مجال و قلمروى باقى نمى ماند.
٤. مسئله ايمان ابولهب، كه خداوند از ايمان نياوردن او خبر داده و در عين حال او را مكلّف به ايمان مى كند، بنابراين، او بايد به آنچه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) از آن خبر داده ايمان بياورد و يكى از آن مطالب، ايمان نياوردن او است، پس او هم بايد ايمان بياورد و هم ايمان نياورد، و اين جمع ميان دو نقيض است كه