جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٥ - ٣ تفويض نااستوارتر از دوگانه پرستى است
شيوه پيشوايان شيعه است كه در آينده پيرامون آن بحث خواهيم كرد.
در حديثى ناسازگارى مكتب «تفويض» با اصل عموميت قدرت الهى اين گونه بيان شده است:
«مَنْ زَعَمَ أَنّ الخَير وَالشَّر بِغير مَشيّةِ اللّه فَقَدْ أَخْرَجَ اللّهَ عَنْ سُلْطانِهِ».[١]
«كسى كه گمان مى كند خير و شر به دون مشيت الهى تحقق مى پذيرد خداوند را از سلطنت و قدرت خود بيرون كرده است».
امام باقر(عليه السلام) به حسن بصرى فرمودند:مبادا به انديشه تفويض بگرايى زيرا خداوند هرگز ضعيف و ناتوان نبوده است كه امر آفرينش را به انسان واگذارد.[٢]
و امام كاظم(عليه السلام) فرمودند: «قدريه» خواستند خداوند را به عدالت توصيف نمايند، او را از قلمرو قدرت و سلطنت (نامحدودى) بيرون نمودند.[٣]
٣. تفويض نااستوارتر از دوگانه پرستى
يكى از انديشه هاى نااستوار در بحثهاى مربوط به خداشناسى، انديشه ثنويت و دوگانه پرستى است، اين گروه براى شرور و بدى ها بسان خيرات و نيكى ها واقعيت قائل شده و به اين جهت براى آنها مبدأ و آفريدگارى مستقل غير از آفريدگار خوبى ها ثابت نموده اند، آفريدگار خوبى را يزدان يا اهورا مزدا و آفريدگار بدى را اهريمن نام نهاده اند.[٤]
[١] بحارالأنوار، ج٥، ص ٥٢. [٢] مدرك قبل، ص ١٧٠. [٣] مدرك قبل، ص ١٧٠. [٤] منشور جاويد، ج٢، ص ٢٧١.