جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩ - اموى ها و انديشه جبرى گرى
رژيم اموى در طول زمان سلطه خود بر امّت اسلامى از اشاعه انديشه «قدر» كه به معنى سلب حريت و آزادى از انسانها در سرنوشت خود مى باشد، كوتاهى نكرد. و مخالفان را با تهديد از ميدان به در مى كرد.
٦. حسن بصرى (ت ٢٢ـ م ١١٠هجرى) از شخصيتهاى برجسته عصر خود بود كه در وعظ و خطابه و ارشاد، فرد بنامى بشمار مى رفت و به تقدير و سرنوشت مورد علاقه سلطه اموى، عقيده نداشت و آن را انكار مى كرد، شخصى به نام «ايوب» او را از مخالفت با عقيده سلطان برحذر داشت و او نيز قول داد كه ديگر در اين مورد، سخن نگويد.[١]
٧. محمد بن اسحاق مؤلف سيره نبوى كه سيره ابن هشام خلاصه اى از آن است، متهم به مخالفت با تقدير شد و با چند ضربه شلاق تأديب گرديد.[٢]
٨. معبد جهنى از استاد خود «حسن بصرى» پرسيد چرا «بنى اميّه» به مسأله قضا و قدر تا اين حد اهميّت مى دهند و به آن استناد مى جويند، استادش در پاسخ گفت: آنان دشمنان خدا هستند، به خدا دروغ مى بندند.
٩. انحصار طلبى سبب شد كه گروهى به شكايت و اعتراض برخيزند، و رفاه امويان و بيچارگى و بدبختى افراد ديگر را به رخ بكشند، در اين موقع مأموران سلطه، وضع حاكم را از طريق تقدير الهى توجيه نموده و اين آيه را تلاوت مى كردند:
(وَإِنْ مِنْ شَيْء إِلاّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَما نُنَزِّلُهُ إِلاّ بِقَدَر مَعْلُوم)(حجر/٢١).
[١] طبقات ابن سعد، ج٧، ص ١٦٧. [٢] تهذيب التهذيب:٩/٩٨ـ٤٦.