جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٥ - ٢ راه نقلى
انسان نيز مخلوق او مى باشد در دو مرحله مى توان سخن گفت:
١. بررسى واقع بينانه مسأله.
٢. تحليل برهان اشاعره.
در مرحله نخست به صورت فشرده يادآور مى شويم، در «حكمت متعاليه» دو مسأله اساس تمام معارف عقلى است.
١. اصالت از آن وجود است و در خانه هستى، جز وجود، چيزى اصالت ندارد، ماهيات كه بيانگر حدود وجود اشياء مى باشد، در پرتو آن تحقق دارند.
٢. وجود در همه مراحل يك حقيقت بيش ندارد، و تفاوتها به لحاظ شدت و ضعف، ووجوب و امكان، و كمال و نقص وجودى مى باشند، مثلاً اگر ما حقيقت وجود را همان «طرد عدم» بينديشيم اين حقيقت در همه مراحل موجود است، و هر وجودى در هر مرحله اى «طارد عدم» خود مى باشد خواه وجود، وجود واجبى باشد و يا امكانى، خواه مجرد باشد و خواه مادى، و هرگز ممكن نيست در يك مرحله عدم خود را طرد كند، و در مرحله ديگر پذيراى آن عدم باشد.
روى اصل دوم پيروان حكمت متعاليه بر اين اصل اذعان دارند كه: همان گونه كه مفهوم وجود مفهوم واحد و گسترده اى است و به يك معنى، بر همه موجودات اطلاق مى شود، حقيقت وجود هم، حقيقت واحدى است كه آن حقيقت در همه مراتب متحقق است و منشأ تفاوتها، نقص و كمال مراتب است.
بر پايه اين دو اصل: