جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٧ - ملاك نيازمندى فعل به فاعل، امكان است
از عدم مى باشد و پس از تحقق يافتن پديده انتزاع مى گردد و شكى نيست كه يك پديده پس از تحقق يافتن، از آن نظر كه موجود است نيازمند به علت نيست و حدوث نيز عنوان انتزاعى است كه رتبه اش متأخر از هستى پديده است، در حالى كه ملاك نيازمندى و علت احتياج، بايد قبل از تحقق يافتن آن باشد و آن چيزى جز «امكان ذاتىِ» پديده هاى امكانى نيست، يعنى چون اين پديده ها در ذات خود نسبت به وجود و عدم حالت بى تفاوتى و لا اقتضايى دارند براى آنكه از اين حالت بيرون آيند، نيازمند فاعل و علت مى باشند به همين خاطر حكماء الهى در اين باره مى گويند ماهيت يك پديده امكانى براى آن كه به مرحله تحقق عينى راه يابد مراحل ياد شده در زير را طى مى كند:
١. تقرّر ماهوى.
٢. امكان ماهوى.
٣. احتياج و نيازمندى به علت.
٤. وحدت و ضرورت وجود از جانب علت.
٥. ضرورت يافتن آن پديده.
٦. ايجا دعلت.
٧. وجود معلول.
و در اين مرحله عقل مفهوم «حدوث» را انتزاع مى كند، پس چگونه مى توان حدوث را كه چندين مرتبه از احتياج متأخر مى باشد، ملاك احتياج دانست؟ ولى «امكان» يك رتبه قبل از احتياج است و بنابراين هيچ اشكالى در اين كه آن را ملاك نيازمندى فعل به فاعل بدانيم، به چشم نمى خورد.
بايد توجه داشت كه بر اساس ملاك «امكان ذاتى» هيچ تفاوتى در