جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٩ - بررسى و تفسير
آنان ولايت شيطان را بر ولايت خدا ترجيح داده اند و قضاء حتمى الهى بر اين استوار است كه هر كس ولايت شيطان را برگزيند وى را گمراه مى سازد، و در آيات ديگر بر اصل تصريح شده است مانند:
(كَتَبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَنْ تَولاّهُ فَإِنَّهُ يُضِلَّهُ)(حج/٤).
اين اصل ثابت و قضاء قطعى الهى، در آيه ديگر با صراحت بيشترى بيان گرديده است.
(قالَ هذا صِراطٌ عَلىَّ مُسْتَقيمٌ أَنَّ عِبادى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الغاوين)(حجر/٤٢).
«خداوند(خطاب به ابليس) فرمود«قضاء حتمى و صراط مستقيم من بر اين استوار است كه تو بر بندگان من استيلاء و سلطه اى ندارى مگر آنان كه از تو پيروى نمايند».
اين آيه نيز انسانها را به دو گروه تقسيم مى كند:
١. آنان كه شيطان را بر آنها سلطه و استيلايى نيست اين گروه همان هدايت يافتگانند.
٢. گروهى كه از شيطان پيروى نموده اند و آنان كسانى اند كه قضاء الهى بر گمراهيشان تحقق يافته است.
بنابراين اگر چه قضاء الهى به هدايت گروهى و گمراهى گروه ديگر تعلق گرفته است لكن اين قضاء الهى با آزادى و اختيار انسان منافات ندارد، زيرا قدرت و خواست بشر نيز يكى از اجزاء اين قضاء الهى است مشيت و قضاء الهى بر گمراهى كسانى استوار گرديده كه با اراده و اختيار خود ولايت شيطان را برگزيده، از او پيروى نمايند.