جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٧ - دلايل عقلى گستردگى اراده خدا
اين اصول عبارتند از:
١. عموميت خلقت يا توحيد در خالقيت.
٢. «وجود امكانى» بدون استثناء وابسته و نيازمند به وجود واجب(خدا) است.
٣. اراده خدا از صفات ذات او است.
به مقتضاى اصل نخست هيچ پديده اى از قلمرو آفرينش و خلقت خدا بيرون نيست، و در جهان هستى خالق و آفريدگار «اصيل» و «مستقل» جز خدا نيست، و انسان اگر چه پديد آرنده افعال خويش است لكن به حكم اين كه همه پديده هاى امكانى و از آن جمله انسان و افعال او مخلوق و آفريده خدا است، و آفرينش و ايجاد خدا همراه اراده و اختيار او است در اين صورت افعال انسان متعلق اراده خدا مى باشد.[١]
و با توجه به اصل دوم، وجود امكانى سراسر فقر و نياز است و نمى تواند بدون تكيه بر واجب جامه هستى بپوشد، فعل انسان نيز يك پديده امكانى است كه تعلق و وابستگى به «واجب الوجود» واقعيت آن را تشكيل مى دهد، در اين صورت چگونه مى تواند فعلى بدون تكيه بر قدرت و اراده خدا در جهان تحقق پذيرد؟
آنان كه مى انديشند فعل انسان از قلمرو اراده خدا بيرون است از پيامد نادرست اين نظريه غفلت ورزيده اند و براى حفظ حريت و آزادى انسان، اراده و قدرت خدا را محدود كرده و به نوعى «ثنويت» و دو خالقى گرايش پيدا كرده اند و به تعبير صدرالمتألهين انديشه اين گروه كه انسان را در افعال خود
[١] اللمع، ص ٤٧.