جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١١ - عموميت اراده خدا از ديدگاه روايات
١. از آنجا كه انديشه محدوديت اراده خدا و بيرون بودن كارهاى اختيارى انسان (خوب يا بد) از قلمرو اراده الهى، به معناى محدود كردن قدرت و سلطنت خدا در نظام هستى است رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) در رد اين انديشه مى فرمايد:
«مَنْ زََعَمَ أَنَّ الْخَيْرَ وَالشَّرّ بِغَيْرِ مَشْيئَة اللّهِ فَقَدْ أَخْرَجَ اللّهَ مِنْ سُلْطانِهِ).[١]
«آن كس كه مى انديشد كه خير و شر(چه در مورد كارهاى اختيار انسان و چه در موارد ديگر) بدون خواست و مشيت خدا تحقق مى يابد پس خدا را از قدرت نامحدود و حكمرانى مطلق بيرون كرده است».
٢. در حديث ديگرى امام صادق نادرستى انديشه كسانى كه كارهاى ارادى انسان را از قلمرو اراده خدا بيرون مى دانند، چنين بيان كرده اند:
«وَاللّهُ أَعَزُّ مِنْ أَنْ يَكُونَ في سُلْطانِهِ ما لا يُريدُ».[٢]
«خداوند عزيزتر و تواناتر از آن است كه در قلمرو حكمرانى (نامحدود) او چيزى كه اراده او به آن تعلق نگرفته است صورت پذيرد».
٣.در حديث قدسى چنين روايت شده است:
«يا ابن آدم بمشييتى كنتَ أنتَ الّذي تشاءُ لنفسِك ما تَشاء، و بارادتي كنتَ أنتَ الّذي تريد لنفسك ما تُريد...».[٣]
«اى انسان به مشيت و اراده من كارهاى مورد خواست خود را اراده مى كنى».
٤. امام باقر(عليه السلام) فرمودند:
[١] بحارالأنوار، ج٥، أبواب عدل، باب ١، حديث٨٥ـ ٦٤. [٢] بحارالأنوار، ج٥، أبواب عدل، باب ١، حديث٨٥ـ ٦٤. [٣] توحيد صدوق، باب٥٥، حديث٦، ١٠، ١٣.