جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٩ - تفويض يا وانهادگى انسان
تفويض يا وانهادگى انسان
انديشه «تفويض» در افعال انسان درست در نقطه مقابل مكتب «جبر» قرار دارد اگر انسان در مكتب جبر اشعرى هيچگونه سهمى از آزادى و حق انتخاب در كارهاى خود ندارد و كليه كنش ها و واكنش هاى او صد در صد وابسته به اراده و مشيت خداوند مى باشد در مكتب تفويض از حد اعلاى آزادى و حق انتخاب برخوردار است و در تصميم گيرى هاى خود صد در صد وابسته به اراده و خواست خود مى باشد و از قلمرو اراده و آفرينش الهى بيرون است و هر چند انسان هستى و قدرت خود را از خدا وام گرفته است ولى در انتخاب راه و انجام كارهاى خوب و بد «مفوّض» و به خود نهاده شده است.
در بحثهاى گذشته با دلايل و انگيزه هاى پنجگانه طرفداران «جبر» (در مكتب اشاعره و اهل حديث) آشنا شديم و دانستيم كه انديشه جبر فكرى خام و ناپايدار است كه غفلت و عدم برداشت صحيح نسبت به اصول معارف اسلام و آيات و روايات گروهى از متكلمان اسلامى را به طرفدارى از آن گرايش داده است.
اينك مى خواهيم دلايل و انگيزه هاى گرايش به نظريه «تفويض» را مورد بررسى و نقد قرار دهيم ولى قبل از هر چيز بايد پيشوايان و طرفداران اين نظريه را بشناسيم: