جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤ - استاد فقيد مصر عبده و نظريه جبر
٣. گروهى كه در حقيقت به جبر گراييده اند ولى از اسم آن تبرى جسته اند(مقصود مسلك اشعرى است). اين نظريه ها موجب هدم شريعت و محو تكاليف و ابطال حكم خرد مى باشند.»
آنگاه نظريه امام الحرمين را يادآور شده است.[١]
ما نظريه امام الحرمين را در مسأله خلق اعمال در جايگاه خود بيان نموده و يادآور خواهيم شد، كه نظريه او در ميان اشاعره، مطابق نظريه فلاسفه الهى و مؤكِّد مختار بودن انسان است.
استاد فقيد مصر، عبده به خاطر دورى از محيط هاى شيعى از عقيده اماميه در مورد افعال انسانى آگاه نبوده و لذا عقايد مسلمانان را در سه گروه فوق منحصر نموده است و اگر او با احاديث اهل بيت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و كتب كلامى شيعه آشنايى داشت مسأله را بهتر از اين مى شكافت و احاطه علم و اراده خدا را مايه جبر نمى انديشيد و حل آن را از غوامض نمى شمرد.
شايد بتوان اين نكته را قاطعانه ابراز نمود كه تحوّل فكرى «عبده» مولود ممارست و آشنايى او با نهج البلاغه بوده است كه در موقع تبعيد به بيروت، براى او دست داد و تا آن روز از وجود چنين كتابى اطلاع نداشت و در همان تبعيدگاه شرحى بر آن نوشت[٢] و اتفاقاً همزمان با آشنايى با نهج البلاغه رساله توحيد را نيز در تبعيدگاه نگاشت و اگر با اين منبع عظيم معارف اسلامى، انس پيدا نمى كرد، نمى توانست فكر خود را از زندان عقيده جبر آزاد سازد و در مسائل عقيدتى آزادنه بيانديشد.
[١] رسالة التوحيد، ص ٦١. [٢] به مقدمه رساله توحيد مراجعه شود.