جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩١ - نقد و بررسى
٢. حكيم سبزوارى در اين باره چنين مى گويد: «خدا نه تنها از صدور فعل از انسان آگاه است، بلكه از مبادى و مقدمات دور و نزديك آن نيز آگاه مى باشد و يكى از مقدمات و اسباب فعل، توانايى و انتخاب انسان است، تا آنجا كه مى گويد:«اختيار براى انسان يك امر ضرورى و حتمى است و اگر صدور افعال او به مرز ضرورت و لزوم مى رسد اين ضرورت از قدرت و اختيار وى نشأت گرفته و هرگز با اختيار او منافات ندارد».[١]
وى سپس به يك بيان عرفانى پرداخته و حاصل آن اين است كه انسان مظهر اسماء و صفات خداى قادر و مختار بالذات است، پس چگونه مى شود مظهر او، فاعل مجبور باشد؟[٢]
٣. استاد بزرگوار علاّمه طباطباييرحمه اللّه در رد اين شبهه چنين گفته است:
«خدا از هر پديده اى با خصوصيات و ويژگيهايى كه دارد، آگاه است او از افعال اختيارى انسان با همين ويژگى (اختيارى بودن) از ازل آگاه است و در اين صورت ممكن نيست افعال اختيارى انسان به صورت غير اختيارى انجام شود»(زيرا لازمه آن انقلاب در علم خدا بوده و علم او واقع نما نخواهد بود).[٣]
[١] اشاره به يك اصل فلسفى است «الشىء ما لم يجب لم يوجد»: هر پديده اى تا به مرز ضرورت و وجوب نرسد جامه وجود به خود نمى پوشد. [٢] «كيف وأنت وأمثالك أظلال القادر المختار» شرح منظومه، ص ١٧٦. [٣] نهاية الحكمة، مرحله ١٢، فصل ١٤، پاورقى اسفار، ج٦، ص ٣١٨.