جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٧ - تقوا و تأثير آن در سرنوشت انسان
«آن كه تقوا الهى را برگزيند، خداوند راه نجات از مشكلات را براى او مى گشايد، و از جايى كه انتظار آن را ندارد به او روزى مى دهد».
ج: حضرت نوح به قوم خود فرمود:
(أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطيعُونِ * يَغْفِر لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلى أَجَل مُسمّى إِنَّ أَجَلَ اللّهِ إِذا جاءَ لا يُؤَخَّرُ لَوْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ)(نوح/٣ـ٤).
«خدا را عبادت كنيد و پرهيزگار باشيد و مرا اطاعت نماييد(اگر چنين كرديد) خداوند گناهان شما را مى بخشد و تا اجل و سرآمد معيّنى مرگ شما را به تأخير مى اندازد و آنگاه كه اجل و تقدير قطعى الهى فرا رسد، هرگز به تأخير نمى افتد».
در اين آيه، نقش ايمان و تقوا و پيروى از رهبرى چون نوح در سرنوشت انسان به وضوح بيان گرديده است و مفاد آيه اين است كه ايمان و تقوا در آمرزش گناهان مؤثرند و آمرزش گناهان در طولانى شدن مدت زندگى و عمر انسان تا آنگاه كه اجل مسمّى و سرنوشت حتمى فرا رسد تأثير مى گذارد.
پس انسان دو نوع سرنوشت دارد: يكى غير حتمى است كه به نوع عمل او بستگى دارد كه اگر با ايمان و پرهيزگار باشد و به اين وسيله دامن خود را آلودگى گناه پاك سازد، عمر او طولانى مى گردد و در غين صورت سرنوشت ديگرى خود داشت.
نمونه هاى ياد شده، مربوط به نقش اعمال صالح و كارهاى شايسته (چون ايمان و تقوا واستغفار) در سرنوشت انسان بود و در رابطه با نقش كارهاى ناشايسته در سرنوشت او نيز آيات بسيارى وجود دارد كه دو نمونه را يادآورى مى شويم: