جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٨ - نقد و ارزيابى
يك پديده لازم و حتمى و بيرون از اختيار و قدرت او پديد خواهد آمد.
اسپينوزا(١٦٣٢ـ ١٦٧٧) كه از فلاسفه «جبرى» معروف به شمار مى رود و مى گويد:
«فاعل مختار دانستن انسان از جهت غفلت يا جهل است به اين كه اراده به صورت كلى وجود ندارد، آنچه حقيقت دارد اراده هاى جزئى است يعنى قصدهايى كه شخص در موارد مختلف مى كند و هر قصدى علتى دارد كه با وجود آن علت، آن قصد حتماً پيش مى آيد و اين علت خود معلول علت ديگرى است و سلسله اين علل به ذات واجب مى رسد پس اراده ها همه منتهى به مشيت او مى شود و اختيارى براى كسى نيست.[١]
نقد و ارزيابى
منتهى شدن اراده انسان به اراده ازلى خدا به دو گونه تصور مى شود:
١. بى واسطه و بودن ملاك به گونه اى كه نفس انسانى هيچ نقشى در پيدايش آن ندارد. اين فرض گرچه تأمين كننده نظريه جبر است ولى درست و واقع بينانه نيست.
٢.اراده الهى حكيمانه و از طريق وسايط خاص به اراده انسان تعلق مى گيرد اين فرض صحيح و واقع بينانه است ولى تأمين كننده نظريه جبر نيست.
توضيح آن كه انسان براى انجام كارى نخست آن را تصور مى كند، آنگاه
[١] سير حكمت در اروپا، ج٢، ص ٥٤ صدر المتألهين اين اشكال را با اشكال گذشته يك جا ذكر كرده است ج٦، ص ٣٨٨.