جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٥ - آيات سه گانه قضاء و قدر
نيك و دفع رويدادهاى ناگوار، مستقل ووانهاده به خود باشد، و تصور كند كه مى تواند حوادث ناگوار را از خود دفع نمايد در حالى كه آنچه خدا از حوادث شيرين و تلخ نوشته است، بر انسان مى رسد و منافقان با نرفتن به جنگ نمى توانند خود را از چنگال حوادث ناگوار براى هميشه برهانند، چنان كه مى فرمايد:
(قُلْ لَنْ يُصيبَنا إِلاّ ما كَتَبَ اللّهُ لَنا هُوَ مَوْلينا).
«بگو اى رسول گرامى جز آنچه خدا بر ما نوشته است به ما نخواهد رسيد او ولى و سرپرست ما است».
اين مضمون دو آيه است كه بر محور انديشه استقلال بشر و عدم آن، سخن مى گويد، ولى در عين حال با مسأله ديگر كه سنت هاى قطعى خدا است منافاتى ندارد.
و آن اين كه هرگز نبايد در تفسير پيروزى و يا شكست هاى انسان در ميدان هاى نبرد از دو اصل غفلت كرد:
الف: سعى و تلاش و به كار بستن رموز موفقيت در كسب پيروزى، كاملاً مؤثر بوده و روى گردانى از اين اصل، مايه شكست مى باشد و خدا نيز آن را به صورت يك اصل كلى در زندگى انسان اعلام نموده است و در حقيقت مى توان آن را يك نوع قضاء تكوينى كه به قلم آفرينش بر پيشانى زندگى انسان ها نوشته شده است، تلقى نمود.
ب: در عين اين كه بخشى از مبادى پيروزى و شكست در اختيار خود انسان قرار دارد، ولى هرگز نبايد انتظار داشت كه مى توان با به كار بستن اين عوامل، هميشه پيروز گشت و حوادث ناگوار را دفع نمود، زيرا چه بسا مصالح