جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٣ - ١ ملاك نيازمندى به فاعل، حدوث است
حدوث خود نيازمند به خدا است ولى در بقا مستقل و مفوَّض به خود مى باشد در نتيجه افعالى نيز كه انجام مى دهد، منسوب به خود وى بوده و از دايره اراده و آفرينش الهى بيرون است.
قاضى در اين باره مى گويد:
افعال همگى در نيازمندى به فاعل شريك مى باشند، پس ملاك نيازمندى آنان نيز بايد امرى مشترك باشد و آن چيزى غير از حدوث نيست، زيرا صفات ديگر غير از آن مورد اتفاق و مشترك ميان آنها نيست آنگاه بر اين مطلب چنين استدلال مى نمايد:
دليل بر اين مطلب همان طريقه معروفى است كه در كتب كلامى آمده است و آن اين كه نمى توان ملاك نيازمندى فعل به فاعل را عدم هميشگى و مستمر، يا بقاء هستى مستمر يك پديده دانست زيرا در صورت نخست عدم آن پديده بدون فاعل خود به خود استمرار دارد و در صورت دوم نيز پديده اى كه هستى يافته است و استمرار وجود دارد از حيطه قدرت فاعل بيرون است پس به ناچار ملاك نيازمندى آن حدوث و تجدد هستى آن پديده مى باشد.[١]
روى اين اصل انسان به صورت يك فعل الهى مطرح مى باشد و نياز او به فاعل (خدا) طبعاً در قلمرو حدوث بوده و پس از او بى نياز خواهد بود.
لازم به تذكر است كه هر چند وى مطالب ياد شده را درباره ملاك نيازمندى افعال انسان به فاعل بيان كرده لكن اختصاص به انسان ندارد و هر فاعل مريد و با «ادراكى» را شامل مى باشد.
[١] المحيط بالتكليف، ص ٨٠ و شرح الأُصول الخمسة، ص ٣٤٢.