جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٧ - نقد و بررسى
برابر قوانين الهى مسئول مى دانند و يا عمل به مقررات الهى را محترم مى شمارند و آنان كه قانون شكنى كرده و مقررات دين را زير پا مى گذارند، همگى خود را مختار مى انديشند و عامل مرموزى به نام (علم خدا) را مانع اختيار و انتخاب خود نمى دانند.
بنابراين، درك انسان از اختيار و آزادى خود، يك درك وجدانى و بديهى است كه اگر از حل شبهه فوق هم عاجز باشد هچ گونه خدشه اى به آن درك وجدانى و بديهى وارد نمى كند و به اصطلاح آن را «شبهه اى در مقابل امر بديهى» دانسته، بدان اعتنا نمى كند.
٢. كسانى كه به اين شبهات دامن مى زنند دو گروهند:
الف: گروهى كه اصل توحيد در خالقيت را به صورت نادرست تفسير كرده و در نتيجه عقيده جبر دامنگير آنان شده است، آنگاه به دست و پا افتاده اند تا به آن لباس استدلال بپوشانند و چنين ابراز نمايند كه دلائل عقلى و اصول مسلم اعتقادي (چون علم ازلى خدا) آنها را به پذيرش اين اصل (عقيده جبر) سوق مى دهد.
ب: كسانى كه مى خواهند از زير بار مسئوليتهاى دينى و قانونى شانه خالى كنند و در پوشش «جبر» آزادى عمل داشته باشند و به كارهاى ناپسند خود رنگ الهى بدهند و از اين طريق از هر نوع بدنامى نجات يابند، و در حقيقت انديشه جبر را وسيله اى براى قانون شكنى و بى بند و بارى قرار مى دهند و اگر در سايه اين اصل به «خواسته هاى شخصى» نرسند، از عامل ديگرى بهره مى گيرند و لذا آنجا كه «عقيده جبر» بر ضرر اين گروه تمام شود، هرگز به آن اعتنا نكرده و مسئله آزادى و حقوق انسان را مطرح مى كنند، لذا آنجا كه