جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٠ - نقد و بررسى
دور و نزديك آن غفلت وزريده اند و اين خود نشان دهنده نداشتن يك درك و معرفت صحيح از چگونگى علم ازلى خدا است، زيرا همان طورى كه خدا از اصل صدور افعال فاعل هاى طبيعى و غير طبيعى از ازل آگاه هست، از خصوصيت آن فاعلها و مبادى آن افعال نيز آگاه مى باشد، بنابراين خدا از ازل مى داند كه آتش فاعل بالاضطرار است و فعل خود را بدون آگاهى و شعور تا چه رسد اختيار وانتخاب، انجام مى دهد همچنانكه مى داند كه انسان آگاهانه و آزادانه به بخشى از كارهاى خود تحقق مى بخشد، اين از يك طرف، و از طرف ديگر چون علم خدا واقع نما است و كوچكترين تخلف و خطايى به آن راه ندارد مقتضاى اين واقع نمايى اين است كه آتش در فعل خود مضطر، و انسان در كارهاى خود مختار و آزاد باشد و يك چنين علم پيشين درباره انسان نه نتها مايه جبر نيست، بلكه به اختيار و آزادى او تحكيم مى بخشد.
فلاسفه اسلامى كه در باريك بينى و تحليل مسائل فلسفى و كلامى دست توانايى دارند اين شبهه را پاسخ روشنى داده اند و آنچه بيان گرديد پرتوى از آن پاسخها است و براى آن كه خواننده عزيز با طرز بيان آنان نيز آشنا گردد به ترجمه برخى از سخنان آنان مى پردازيم:
١. «صدرالمتألهين» پس از طرح اين شبهه چنين پاسخ مى دهد: «علم و آگاهى خدا هر چند در سلسله اسباب صدور فعل از انسان قرار دارد ولى مقتضاى علم الهى اين است كه فعل انسان با قدرت و اختيار او انجام پذيرد، زيرا قدرت و اختيار او نيز در سلسله اسباب و علل آن فعل قرار گرفته است».[١]
[١] اسفار، ج٦، ص ٣٨٥.