جهان بينى و شناخت

جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٩٨

مشرك و منافق سخن مى‌گويد؛ درباره گروه نخست، به دو آيه «١» اكتفا كرده، درحاليكه درباره گروه دوم، سخن را با ١٣ آيه تفصيل مى‌دهد. «٢» حتى گروهى از مفسّران معتقدند كه ده جزء آيات قرآن درباره نفاق است. اين مطلب اهميت اين بحث را نشان مى‌دهد.
درباره گروه منافقان مى‌فرمايد:
«مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الّذِى‌ اسْتَوْقَدَ ناراً فَلمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ في ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ» «٣» آنان (منافقان) همانند كسى هستند كه آتشى افروخته، ولى هنگامى كه آتش اطراف او را روشن ساخت، خداوند آن را خاموش مى‌كند؛ و در تاريكيهاى وحشتناكى كه چشم كار نمى‌كند، آنها را رها مى‌سازد.
آرى، منافقان كسانى هستند كه در دل شب براى نيرنگ و خدعه، آتش مى‌افروزند تا در پرتو آن، نور اميدى در دل دو رويان بتابانند، ولى وقتى شعله‌ها اطراف آنها را روشن كرد، خداوند با آگاه نمودن مسلمانان، اميد آنان را قطع و نقشه‌هاى شيطانيشان را برملا مى‌سازد.
چگونه نفاق مانع شناخت مى‌شود؟ در پاسخ اين سؤال، بايد گفت: روح نفاق سبب مى‌شود كه انسان با هر دسته و گروه هم‌صدا شود، در هر محيط، به رنگ همان‌جا درآيد، و با هر جريانى حركت كند. در نتيجه اين كار هم او اصالت و استقلال فكر و روح خود را از دست خواهد داد. بديهى است چنين انسانى هميشه مطابق گروهى فكر مى‌كند كه با آنها هم‌صداست. بنابراين، به‌طور دايم، تغيير فكر و روش مى‌دهد. چنين انسانى هيچ‌گاه قدرت قضاوت و انديشه صحيح نخواهد داشت.
٣- تقليد كوركورانه: به‌طور كلى، مسائل اسلامى به دو بخش «اصول دين» (همچون توحيد و نبوّت) و «فروع دين» (همچون نماز و روزه) تقسيم مى‌شود. از ديدگاه اسلام،