جهان بينى و شناخت

جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٨٤

باشد يا نباشد. در چنين صورتى، هرگاه معرفت ما با واقعيت منهاى ذهن، يكسان باشد، آن شناخت صحيح است و در غير اين‌صورت خطا خواهد بود.
٢- هماهنگى با نظريات ديگر برخى از فلاسفه غرب در تعريف «حقيقت» مى‌گويند: حقيقت در مورد انديشه يك فرد اين است كه هرگاه انديشه‌اى كه در ذهن او وجود دارد با ساير انديشه‌هاى او سازگارى داشته باشد، چنين انديشه‌اى حقيقت است، اما اگر با ساير انديشه‌هاى او موافقت نداشته باشد، خطا خواهد بود.
تحليل اين نظريه:
درباره ابطال اين نظريه يادآور مى‌شويم كه هماهنگى در فكر انسان، درصورتى مى‌تواند نشانه صدق باشد كه تمام افكار ناظر به‌واقع باشد، ولى اگر انديشه‌ها به‌گونه‌اى برخلاف واقع باشد، هماهنگى نشانه آن است كه در گفتار اين شخص تناق جهان بينى و شناخت ٩٠ ٦ - بازگشت به بديهيات ص : ٨٩ ض وجود ندارد، و مسلّماً نبودن تناقض نشانه حقيقت نيست.
٣- پذيرش يك جامعه‌ برخى از فلاسفه غرب در تعريف «حقيقت» مى‌گويند: اگر مردم يك جامعه، انديشه‌اى را بپذيرند، آن انديشه حقيقت است و اگر پس از مدتى انديشه جديدى كه مورد اتفاق همه است، پا به عرصه وجود بگذارد، حقيقت همان انديشه دوم خواهد بود. «١» به‌عنوان مثال، فرضيه بطلميوس، مبنى بر اينكه زمين ثابت است و افلاك به دور آن مى‌گردند، به مدت پانزده قرن حقيقت بود، امّا وقتى دانشمندان با اثبات حركت زمين، نظريه جديدى عرضه كردند، انديشه قبلى خطا و نظريه جديد حقيقت شمرده شد.
درباره مردود بودن اين فرضيه نيز يادآور مى‌شويم كه پذيرش يك جامعه درصورتى‌