جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٣٣
جهانبينى الهى فلاسفه جهان، كه به تفسير مجموع هستى پرداختهاند، به دو گروه مادى و الهى تقسيم مىشوند. هر كدام از اين دو مكتب داراى بينشهايى هستند. در اين درس، با بينش الهى آشنا مىشويم.
جهانبينى مادى و الهى از جهاتى با يكديگر اتفاق نظر دارند و از جهاتى، از هم جدا مىشوند. اينك به مشتركات هر دو مكتب اشاره مىكنيم:
وجوه اشتراك جهانبينى الهى و مادى الف- ايمان به واقعيتها:
هر دو گروه رئاليست و واقعبيناند، اصالت را به خارج از ذهن مىدهند و هرگز ذهنگرا نيستند. معتقدند كه ماوراى انديشهها و محيط ذهن، واقعيتى وجود دارد كه انسان با آن ارتباط برقرار مىكند، و مىتواند آن را بشناسد، برخلاف سوفيسم كه يا جهان خارج را انكار مىكند و يا امكان ارتباط انسان را با آن منكر مىشود.
ب- اعتقاد به روابط علّى و معلولى ميان پديدهها:
هر دو گروه بر وجود روابط علّى ميان پديدهها اتفاقنظر دارند، و هيچ پديدهاى را بدون علت نمىدانند. بنابراين، همه پديدهها معاليل يك سلسله عللاند. بهعنوان نمونه، هر دو مكتب مىگويند: بر اثر گردش زمين بهدور خود و خورشيد و مايل بودن محور آن، شب و روز و فصول چهارگانه پديد مىآيد. يا مثلًا، گياهان طى يك سلسله علل و عوامل