جهان بينى و شناخت

جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٣٤

خارجى و داخلى، مواد غذايى را از زمين مى‌گيرند و رشد و نمو مى‌كنند.
گاهى ماديون، فلاسفه الهى را به انكار روابط علّى و معلولى بين پديده‌هاى جهان متهم مى‌كنند و مى‌گويند: خداپرستان آنچه را در اين جهان رخ مى‌دهد، فعل مستقيم خدا مى‌دانند و هرگز به علل طبيعى قايل نيستند، در حاليكه با مراجعه به كتب فلسفى الهيونى مانند ارسطو، افلاطون، فارابى و شيخ‌الرّئيس، بى‌پايگى اين افترا روشن مى‌شود؛ زيرا همه اين كتاب‌ها داراى دو بخش است: بخشى در علوم طبيعى كه شامل فلكيات، رياضيات و مانند آن مى‌شود و بخشى درباره ماوراى طبيعت؛ مانند: خدا و صفات او.
آنان براى تقويت فكر شاگردان خود، نخست، علوم طبيعى را تدريس مى‌كردند و پس از ورزيدگى آنان به مباحث الهى مى‌پرداختند.
در كتب آسمانى و سخنان ائمّه معصوم عليهم السلام نيز علل طبيعى در عالم موجودات اصلى مسلّم شناخته شده است. قرآن كريم درباره وزش بادها، باريدن باران و نموّ گياهان يك سلسله حقايقى بيان مى‌فرمايد كه همه براساس قانون علّيّت طبيعى است. در اين مورد، قرآن مى‌فرمايد:
«زمين را خشك و مرده مى‌بينى، اما هنگامى كه باران بر آن فرستاديم، به حركت در مى‌آيد و نموّ مى‌كند و انواع گياهان زيبا مى‌روياند.» «١» اصول جهان‌بينى الهى‌ تا اينجا با دو اصل مشترك اين دو مكتب آشنا شديم. اكنون به بيان اصول ويژه جهان‌بينى الهى مى‌پردازيم:
١- تقسيم هستى به مادى و مجرّد حكيم الهى، موجود را به مجرّد و مادى تقسيم مى‌كند و از اين طريق، روزنه‌اى به ماوراى طبيعت به روى خود مى‌گشايد. براى روشنتر شدن اين تقسيم، به ويژگى‌هاى هر دو موجود اشاره مى‌كنيم: