جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٥٩
درختان هم موازى باشند و هم نباشند.» بطلان مسأله اجتماع نقيضين از راه عقل قابل درك است. بنابراين، حس نمىتواند يگانه ابزار شناخت باشد.
گرچه حس يكى از ابزار مهم شناخت است و به كمك آن مىتوانيم امور محسوس را ادراك كنيم، لكن تمثيل، استقرا و تجربه مىتواند قلمرو شناخت انسان را گسترش دهد و از حقايق ديگرى كه هرگز با حس قابل درك نيست، پرده بردارد. در اينجا، به شرح آنها مىپردازيم:
٢- تمثيل انتقال از حكم چيزى به چيز ديگر را به دليل وجود شباهتى ميان آندو «تمثيل» گويند. «١» فرض كنيد كتابى از يك نويسنده معروف را قبلًا خواندهايد و مورد پسند شما واقع شده است. سپس كتاب جديدى را از همان نويسنده مىبينيد و در مقايسه با كتاب قبلى، مىگوييد: حتماً اين كتاب مانند كتاب قبلى جالب خواهد بود. در اين مورد، حكم كتاب دوم را از نظر خوبى- به دليل اينكه از يك فكر تراوش كرده- از كتاب اول استنباط مىكنيد.
مثال ديگر: مىدانيم در اسلام شراب حرام است. همچنين مىدانيم كه شراب مسكر (مست كننده) است. ولى فرض مىكنيم كه حكم آب جو را نمىدانيم. در اينجا، به دليل، شباهت بين شراب و آب جو (اسكار) مىگوييم: آب جو نيز حرام خواهد بود.
ارزش معرفتى تمثيل در تمثيل، از طريق تشابه دو موجود، به گسترش معرفت مىپردازيم، ولى بايد توجه داشت كه تشابه دو موجود هر چند بسيار نزديك باشد، دليل قطعى بر وحدت حكم آن دو نيست. به اين دليل تمثيل را دليل ظنّى شمردهاند «٢» و قياس فقهى كه همان تمثيل است، از نظر فقهاى شيعه حجت نيست، مگر اينكه ملاك حكم در موضوع اول، در دليل