جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٦٠
وارد شده باشد «١» و همان ملاك در مورد دوم نيز وجود داشته باشد. در اين صورت، تمثيل دليل قطعى و يقينآور خواهد بود.
٣- استقرا استقرا نيز مانند تمثيل يكى از ابزارهاى شناخت است و مىتواند قلمرو شناخت را توسعه دهد. در تعريف آن، گفتهاند: وقتى ذهن جزئيات متعدد را مورد بررسى قرار مىدهد، مىتواند از آن حكمى كلى درك نمايد. «٢» براى توضيح، به اين مثال توجه نماييد: فرض كنيد مأموران سرشمارى هنگام آمارگيرى متوجه مىشوند همه خانوادههايى كه به آنها مراجعه شده با سواد هستند.
آنگاه مىگويند: همه افراد اين شهر باسوادند.
ارزش معرفتى استقرا در استقرا نيز مانند تمثيل، ملاك تشابه است، ولى تشابه بيان چيزى كه در قلمرو حس قرار گرفته (مانند سرشمارى افرادى كه به آنان مراجعه شده) و چيزى كه از قلمرو حس بيرون است (مانند افرادى كه به آنان مراجعه نشده است.) به اين دليل، ظنّى است؛ زيرا ممكن است در مثال مزبور، افراد بىسوادى هم باشند كه به آنها مراجعه نشده است.
بنابراين، به آن «استقراى ناقص» هم مىگويند؛ زيرا هرگز مفيد يقين نيست، مگر اينكه بهصورت تمام درآيد. در اين صورت، خود استقرا دليل نخواهد بود، بلكه مشاهدات جزئى دليل بهحساب مىآيند.
فرق استقرا با تمثيل پايه استدلال در استقرا مانند تمثيل، همان شباهت افراد است و فرق آن دو اين است كه در استقرا، استدلال از خاص به عام است؛ يعنى، با بررسى تك تك افراد، به يك