جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٦٥
با يكديگر مقايسه مىكند، صفات شخصى هر كدام را از صفات مشتركشان جدا مىكند.
سپس عقل به يك مفهوم كلى، كه صدق آن بر همه افراد يكسان است، دست مىيابد. اين همان مسأله انتزاع و تجريد است. «١» ج- گروهبندى موجودات يكى ديگر از فعاليتهاى عقل، دستهبندى موجودات و قرار دادن هر كدام تحت مقولهاى از مقولات متعدد است؛ مثلًا، عقل مىگويد: بخل، حسد، عشق و مهر تحت عنوان كيف نفسانى است و يا اشكالى از قبيل مربع و مثلث تحت عنوان كيف جسمانى مىباشد. «٢» ٦- قلب يا الهام و اشراق در جهانبينى مادى، ابزار شناخت منحصر به حس و خرد مىباشد؛ زيرا در نظر آنان، وجود مساوى با ماده است و هر موجود غير مادى مساوى با عدم است، اما در جهانبينى الهى ابزار ديگرى بهنام قلب يا الهام نيز وجود دارد كه انسان مىتواند موجوداتى را كه با حس قابل شناخت نيست، ادراك نمايد.
«قلب در اينجا، غير از آن عضو صنوبرى شكل داخل بدن است و منظور از آن، طبق معناى عرفانيش، مركز عواطف و احساسات مىباشد كه در زبان قرآن، از آنبه «فؤاد» تعبير شده است.
قلب و روح آدمى بسان آينهاى است كه بر اثر غبار معصيت و زنگار رفتار زشت، هيچ حقيقتى در آن منعكس نمىشود، ولى آنگاه كه با تقوا، گرد و غبار گناه از آن شسته مىشود و زنگار آن بهوسيله تهذيب نفس زدوده مىگردد، حقايق جهان بالا در آن نمايان مىگردد. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به اين حقيقت اشاره نموده، مىفرمايد: