جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٩٧
مفسّران در شأن نزول اين آيه مىنويسند:
شبى از شبها، ابوجهل و وليد بن مغيره مشغول طواف خانه خدا بودند. در اين هنگام ابوجهل گفت: به خدا، مىدانم كه پيامبر صلى الله عليه و آله راست مىگويد: وليد گفت: خاموش باش، تو از كجا مىدانى او راست مىگويد؟ ابوجهل گفت: اى وليد، ما او را از كودكى امين مىناميديم، حال چگونه بعد از كمال و رشد، او را خائن بخوانيم؟ وليد گفت: پس چرا به او ايمان نمىآورى؟
ابوجهل گفت: مىخواهى دختران قريش بنشينند و بگويند: از ترس شكست تسليم شده؟
سوگند به لات و عزّى، از او پيروى نخواهم كرد. «١» چگونه هواى نفس حجاب مىشود؟ با دقت در شأن نزول آيه، روشن مىشود كه چگونه هواى نفس حجاب مىشود؛ زيرا وقتى علاقه به يك چيز، تمام وجود انسان را فرا گرفت، نمىتواند غير او را ببيند و درباره آن انديشه كند. عشق به مقام، پول و شهوت چنان پرده ضخيمى بر ديدگان عاشق مىكشد كه حاضر است تمام حقايق را براى رسيدن به معشوق زير پا بگذارد.
على عليه السلام، در مذمّت هواى نفس كه راه هدايت را بر انسان مسدود مىكند، مىفرمايد:
«مَنْ عَشِقَ شَيْئاً أَعْشى بَصَرَهُ» «٢» هر كه عاشق چيزى شود، ديدهاش را كور سازد.
٢- نفاق: اين واژه عربى بهمعناى «اخفا» مىباشد. منافق كسى است كه گفتار او با آنچه را در دل مخفى مىكند، مخالف باشد. «٣» آيين اسلام بهصورت يك شريعت الهى در مكّه ظهور كرد و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله سيزده سال تمام با تحمل رنجها و دردها توانست گروهى را هدايت كند و سرانجام، به مدينه هجرت نمود. حزب نفاق به كمك مشركان مكّه و يهوديان مدينه بهدليل يك رشته علل روانى شكل گرفت و مشكلاتى براى مسلمانان پديد آورد.
در اهميت بحث نفاق، كافى است كه بدانيم قرآن در آغاز سوره بقره درباره دو گروه