جهان بينى و شناخت

جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٤٦

٧٣٠ آيه، شناخت، انواع، ابعاد، مسائل، انگيزه‌ها و نتايج آن را مطرح مى‌سازند و كسب شناخت را از اهم واجبات معرفى مى‌نمايند. «١» از يك سو، قرآن كريم انسان را موجودى آزاد و انتخابگر مى‌داند و كمال او را مرهون گفتار و كردار انتخابى او مى‌شمارد و از سوى ديگر، مى‌دانيم كه انتخاب صحيح بدون آگاهى امكان ندارد. در اينجاست كه اهميت مسأله شناخت روشن مى‌شود؛ زيرا كسانى سعادتمند مى‌شوند و به كمال مطلوب دست مى‌يابند كه از آگاهى صحيح و كافى برخوردار باشند و بر طبق آن عمل كنند. قرآن به ابزار شناخت اشاره مى‌كند و مى‌فرمايد:
«وَاللَّهُ اخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ امَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْابْصارَ وَالْافْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» «٢» خداوند شما را از شكم مادرانتان خارج نمود، در حاليكه هيچ چيز، نمى‌دانستيد، و براى شما گوش، چشم و عقل قرار داد تا شكر نعمت او را به‌جاى آوريد.
اساساً قرآن كتاب آگاهى است و براى هدايت بشر نازل شده است. «٣» اين انسان است كه بايد بينديشد تا راه صحيح را انتخاب كند. اگر او ابزار شناخت و قواى ادراكى را تعطيل كند و آنها را از درك حقايق و مشاهده نور هدايت باز دارد، واضح است كه تا مرز پست‌ترين جنبندگان سقوط مى‌نمايد و از چهارپايان نيز كم‌ارزش‌تر خواهد شد؛ «لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهمْ اعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها اولئِكَ كَالْانْعامِ بَلْ هُمْ اضَلُّ اولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ»؛ «٤» آنان دل‌هايى دارند كه با آن انديشه نمى‌كنند و چشمانى دارند كه با آن نمى‌بينند و گوش‌هايى دارند كه با آن نمى‌شنوند، آنها همچون چهارپايانند، بلگه گمراه‌ترند. آنان همان غافلانند.