جهان بينى و شناخت

جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٤٧

اهميت بحث‌هاى شناخت شناسى‌ نخستين بحث از مباحث مربوط به شناخت، ارزيابى مسائل اين دانش نوبنياد است.
حقيقت اين بحث آن است كه چرا درباره مسائل مربوط به شناخت بحث مى‌كنيم؟ و اين بحث چه رابطه‌اى با زندگى علمى ما دارد؟
در اين مورد، بايد گفت: شناخت شناسى بيانگر ارزش افكار فلسفى و علمى انسان است و تا مسائل مربوط به شناخت، به‌صورت قطعى، روشن نشود، هيچ مكتب فلسفى و علمى‌اى حايز ارزش نخواهد بود.
براى نمونه، يكى از مباحث مهم شناخت‌شناسى اين است كه آيا جهانى خارج از ذهن انسان وجود دارد يا اينكه دايره هستى منحصر به ذهن است؟ تا زمانى كه محقق تكليف اين مسأله را روشن نسازد، چگونه مكاتب و علوم و معرفت‌ها مى‌توا جهان بينى و شناخت ٥٣ منشأ پيدايش مكتب شك در يونان ص : ٥٢ ند نزد او ارزش پيدا كند؟ هر نوع بحث فلسفى فرع بر ثبوت جهان خارج از ذهن است. بنابراين، مباحث شناخت مايه ارزشمندى مكاتب علمى و فلسفى خواهد بود.
تعريف شناخت‌ هدف از تعريف، برطرف كردن ابهام از چيزى است. طبيعى است كه وقتى ابهامى در كار نباشد، تعريف كردن لزومى ندارد. شايد مفهوم «شناخت» نيز چنين بوده و نياز به تعريف نداشته باشد؛ زيرا كمتر مفهومى براى ما روشن‌تر از شناخت است.
اگر بخواهيم توضيحى درباره علم و شناخت بدهيم، بهتر است بگوييم: «شناخت يعنى، حاضر بودن چيزى نزد ما.» «١» مقصود از «ما» نفس مدرِك است و بدن با تمام ابزار و ادواتى كه دارد، در خدمت او قرار گرفته است. هرگاه چيزى، نزد چنين نفسى حضور پيدا كند، شناخت محقق مى‌شود. همچنين مراد از «حضور»، حضور وجود خارجى نيست؛ زيرا وجود خارجى براى خود ظرفى دارد و نفس مدرِك براى خود ظرفى ديگر.