جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٤٠
نفى ماوراى طبيعت عاجز مانده بودند و اگر عالم ماوراى طبيعت را انكار مىكردند، هرگز برهانى بر آن نداشتند. قرآن مجيد از اين گروه چنين حكايت مىكند:
آنان گفتند: چيزى جز همين زندگى دنيا در كار نيست؛ گروهى از ما مىميرند و گروهى جاى آنها را مىگيرند و جز طبيعت و روزگار ما را هلاك نمىكند. «١» ويژگىهاى جهانبينى مادى اكنون كه با طرز تفكر مادى براساس دو اصل مزبور آشنا شديم، يادآور مىگرديم كه اين مكتب براى خود ويژگىهايى دارد كه لازمه آن جهانبينى است:
١- وجود مساوى با ماده «٢» است.
مكتبهاى مادى، وجود و هستى را مساوى با ماده مىدانند و مىگويند: در جهان خارج، چيزى جز ماده وجود ندارد و غير مادى مساوى با عدم و پوچى است. علت آنكه اين گروه را «مادى» مىنامند، اين است كه در نظر آنان، فقط ماده اصالت دارد و موجود غير مادى، پندارى بيش نيست. در اين باره، لنين مىگويد:
«ممكن نيست چيزى بيرون از ماده، بيرون از اين عالم خارجى طبيعى- كه همگان با آن آشنا هستيم- موجود شود» «٣». مادىها در جاى ديگر مىگويند:
«جهان مادى حقيقى، كه جهان و جهان آگاهى و حواس ماست، تنها جهانى است كه وجود واقعى دارد.» «٤» تحليل اين نظريه: ماديون معمولًا براى اثبات اين نظريه با يكى از اين دو راه استدلال مىكنند:
الف- نيافتن، دليل نبودن است.
ب- هرچه كه قابل تجربه و آزمايش نباشد، وجود ندارد.
در تحليل دليل اول، مىگوييم: ماديون با جعل معادلهاى بهنام «تساوىِ وجود با ماده»