جهان بينى و شناخت

جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٧٢

ارزش معرفتى ندارد، بنابراين، طبيعت نمى‌تواند منبع شناخت محسوب شود. «١» قرآن كريم آدمى را به مطالعه طبيعت و پديده‌هاى خلقت- به‌عنوان منبع شناخت- دعوت مى‌كند تا بهره‌گيرى از آن، حركت به‌سوى خدا را آگاهانه بپيمايد؛ مى‌فرمايد:
«أَوَ لَمْ يَنْظُروُا فِى مَلَكُوتِ السَّموات‌ جهان بينى و شناخت ٧٨ ويژگى‌هاى شناخت حسى ص : ٧٨ ِ وَالْأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَىْ‌ءٍ» «٢» آيا آنها در حكومت و نظام آسمان‌ها و زمين و آنچه آفريده است نظر نيفكندند؟
٢- تاريخ‌ تاريخ جزئى از طبيعت است و مانند آن در حال تحوّل و تبدّل است و براى خود نظام و سنّتى دارد ولى به دليل اهميتش جداگانه جزو منابع شناخت معرفى مى‌شود.
مقصود از تاريخ مجموعه حوادث جزئى كه در گذشته واقع شده نيست؛ زيرا اينها به‌دليل جزئى و شخصى بودن، فاقد ارزش علمى‌اند. مقصود از مطالعه تاريخ، پى‌بردن به قوانين و سنن حاكم بر زندگى انسانهاست كه از بررسى و تحليل حوادث گذشته به دست مى‌آيد.
قرآن كريم ما را به مطالعه تاريخ- به‌عنوان منبع شناخت- دعوت مى‌كند و نام آگاهى انسان را «عبرت» مى‌گذارد، مى‌فرمايد:
«لَقَدْ كانَ فى‌ قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِى الْأَلْبابِ» «٣» در گذشته‌هاى آنان (اقوام گذشته)، درس عبرتى براى صاحبدلان انديشه‌هاست.
اهميت تاريخ به‌عنوان منبع شناخت زمانى روشن مى‌گردد كه بدانيم كمتر حادثه‌اى در زندگى امروز انسان مى‌توان يافت كه نمونه يا نمونه‌هاى آن در گذشته واقع نشده باشد و به تعبير معروف، «تاريخ پيوسته تكرار مى‌گردد.»