جهان بينى و شناخت

جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٨٨

خلاصه‌ ١- تعريف حقيقت به‌نظر فلاسفه اسلامى اين است كه هر شى‌ء در ظرف خود با واقع مطابق باشد.
٢- پذيرش جامعه در امورى كه منهاى اتفاق مردم براى خود واقعيتى دارد، نمى‌تواند ملاك حقيقت باشد.
٣- مفيد بودن در مسائل جزئى نمى‌تواند ملاك حقيقت باشد.
٤- منشأ مغالطه نسبيت‌گرايان اين است كه احساس سردى و گرمى را به اعصاب دست خود نسبت نمى‌دهند، بلكه به آب نسبت مى‌دهند.
پرسش‌ ١- فلاسفه اسلامى حقيقت را چگونه تعريف كرده‌اند؟
٢- هماهنگى در مورد افكار انسان چگونه نمى‌تواند نشانه حقيقت باشد؟
٣- چگونه در مسائل جزئى اخلاقى، حقيقت و مصلحت هميشه ملازم يكديگر نيست؟
٤- نسبيت گرايان حقيقت را چگونه تعريف مى‌كنند؟
٥- اشكال نقضى را كه به نظريه نسبيت وارد است، ذكر كنيد.