جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٨٠
شناخت همان «شناخت آيتى» است.
قرآن كريم از اين نوع شناخت، كه انسان بهوسيله آن، به عمق اشيا نفوذ مىكند، به شناخت آيتى تعبير كرده است. در حقيقت، مىخواهد انسان را از ارائه نشانههاى خود، به ذات و صفات كمال و جمال خود، كه پديد آورنده و سازنده آن است، رهبرى كند؛ درباره شناختهاى آيتى مىفرمايد:
«وَ مِنْ آياتِه خَلْقُ السَّمواتِ وَالْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فيهِما مِنْ دابَّةٍ» «١» و از آيات اوست آفرينش آسمانها و زمين و آنچه از جنبندگان در آنها خلق و منتشر نموده است.
على عليه السلام نيز در مورد شناختهاى آيتى مىفرمايد:
«انَّما الْدُنْيا مُنْتهى بَصَر الْأَعْمى لا يُبْصِرُ عَمَّا وَراءَها شَيْئاً وَالْبَصيرُ يُنْفِذُها بَصَرَهُ وَ يَعْلَمُ أنَّ الدَّارَ وَراءَها» «٢» همانا جهان محسوس منتهاى ديد افراد نابيناست؛ او كه عمق و ماوراى محسوسات را هيچ نمىبيند، ولى انسان بينا به عمق و ماوراى محسوسات مىرسد و مىداند كه خانه او در ماوراى اين جهان محسوس است.
قرآن كريم ضمن معرفى شناختهاى آيتى، ما را دعوت مىكند كه از آيهها به صاحبان آنها پىببريم. داستان حضرت ابراهيم عليه السلام و مناظره او با بتپرستان نوعى شناخت آيتى است. «٣» خداشناسان با مشاهده نظم جهان و شگفتىهاى طبيعت و نظام بديع و استوارى كه در آن وجود دارد، به پديدآورنده نظم، تدبير گسترده خالق هستى و علم و قدرت او پى مىبرند. همچنين از مشاهده هدفدارى جهان و هماهنگى پديدههاى گوناگون در مسير پرورش انسان و جاندارن اثبات مىكنند كه جهان، فاعلى عالم، دانا، مدير و مدبّرى