جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ١١١
آن، دورى جسته است. «١» اين نوع مغالطه در جايى صورت مىگيرد كه لفظ واحد داراى معانى متعدد بوده و همين تعدد، منشأ اشتباه گرديده باشد؛ به اين صورت كه لفظ در صغرى، به يك معنا و در كبرى، بهمعناى ديگر بهكار رود؛ مانند: «در باز است.» و «باز پرنده است.» پس «در پرنده است.» كلمه «باز» در جمله اول بهمعناى مخالف «بسته» و در جمله دوم بهمعناى نوعى حيوان به كار رفته و اشتراك در لفظ، منشأ اين اشتباه شده است.
٢- اشتباه ناشى از هيأت لفظ: گاهى هيأت و شكل لفظ بهگونهاى است كه از آن دو معنا (يا بيشتر) فهميده مىشود؛ مثلًا، كلمه «مختار» در زبان عربى هم اسم فاعل است و هم به معناى اسم مفعول بهكار مىرود؛ مىگوييم: «اين كتاب مختار است.» و «هر مختارى مريد است.» پس «اين كتاب مريد است.» در اينجا، منشأ اشتباه در اين است كه كلمه «مختار» در صغرى بهمعناى اسم مفعول و در كبرى بهمعناى اسم فاعل است.
كلمه «بازار» در فارسى نيز از همين قسم است؛ مثلًا مىگوييم: «اين بازار است.» و «بازار فعل امر است.» پس «بازار فعل امر است.» واضح است كه كلمه «بازار» در صغرى، بهمعناى محل خريد و فروش و در كبرى، بهمعناى فعل امر (دوباره برگردان) مىباشد. «٢» ٣- اشتباه به دليل نقطهگذارى يا اعراب: گاهى برخى عوامل خارجى همچون اعراب، نقطه، جابجايى حروف و نحوه خواندن، سبب مغالطه مىگردد؛ مثلًا، كلمه «مجرم» را «محرم» تلفظ مىكنند يا كلمه «خرداد» را «رخداد» مىخوانند، گاهى نيز نحوه خواندن سبب اشتباه مىگردد؛ مثل اينكه متكلم، جمله خبريه «زيد حاضر است» را بهصورت جمله سؤالى بخواند. «٣» ٤- اشتباه بهدليل تركيب: گاهى در كلمات يك جمله، هيچگونه ابهامى وجود ندارد و معانى تك تك كلمات روشن است، لكن شيوه تأليف و تركيب، منشأ اشتباه مىشود.
مىگويند: روزى معاويه از عقيل خواست كه به منبر برود و على عليه السلام را نفرين كند. عقيل