جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٥٢
اين مكتب، مىگويد:
محال است چيزى موجود شود و اگر هم به فرض محال، موجود شد، قابل شناخت نيست و بر فرض شناخت، قابل توصيف نيست. «١» سقراط، افلاطون و ارسطو بشدت، به مبارزه با اين مكتب برخاستند و مغالطههاى آنان را باطل كردند و ثابت نمودند كه اشيا قطع نظر از ادراك ما، واقعيت دارند. بههمين منظور، ارسطو قواعد منطق را كه براى درست فكر كردن و تميز دادن خطا از صواب است، تأليف نمود. «٢» بههر حال، بهترين راه براى پى بردن بهوجود خارجى اشيا، مراجعه به وجدان است؛ زيرا آبِ واقعى است كه تشنگى انسان تشنه را رفع مىكند، نه آب خيالى، و وجدان عمومى مردم شاهد بر اين مدعاست.
شيخالرئيس براى درمان بيمارى سوفسطاييان مىگويد:
آتشى برافروزيد و به آنان بگوييد كه وارد آتش شوند. اگر از آن فاصله گرفتند به آنان بگوييد كه چرا از آتش مىگريزيد، در حاليكه بود و نبود آتش براى شما يكسان است. و يا آنان را شلاق بزنيد. اگر اظهار ناراحتى كردند، بگوييد كه ضرب و عدم ضرب براى شما يكسان است. «٣» منشأ پيدايش مكتب شك در يونان همزمان با پيدايش مكتب سوفيسم، مكتب سپتى سيسم «٤»- بهمعناى شك و ترديد در امكان آگاهى صحيح از جهان خارجى- پىريزى گرديد و مدعى شد كه ما نمىتوانيم حقايق را آنچنان كه هست، درك كنيم.
از نظر تاريخى، روشن نيست كه چرا پس از مكتب انكار، مكتب شك پديد آمد.
شايد شكّاكان عصر قبل از ميلاد به اين نتيجه رسيده بودند كه وجود واقعيتها را نمىتوان