جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٧٨
ويژگىهاى شناخت حسى الف- از آنجا كه اشيا بهصورت مشخص مورد ادراك واقع مىشوند، جزئىاند.
بنابراين، شناختهاى كودكان- چون فاقد قوّه تعقل مىباشند- جزئى است. آنان پدر و مادر و برادر خود را مىشناسند اما هيچگاه تصور كلى از انسان ندارند.
ب- با حواس پنجگانه مىتوان ظواهر و ويژگىهاى بيرون اشيا چون صدا، رنگ، بو، مزه، نرمى، زبرى و مانند آن را شناخت، اما خصوصيات درونى چون ماهيت و رابطه علّى و معلولىّ از قلمرو اين حس خارج است و براى شناخت آن بايد از ابزار ديگرى بهنام شناخت عقلى كمك گرفت.
ج- با شنا جهان بينى و شناخت ٨٤ تحليل اين نظريه:
ص : ٨٤ خت حسى، فقط مىتوان اشيايى را درك كرد كه وجود خارجى فعلى دارند، اما چيزهايى كه در گذشته وجود داشتهاند و اكنون موجود نمىباشند، يا در آينده تحقق خواهند يافت، از قلمرو شناخت حسى خارجاند.
د- با شناخت حسى مىتوان اشيايى را كه در مكان و جهت خاصى قرار دارند ادراك كرد؛ زيرا شرط شناخت حسى ايجاد ارتباط با محسوس است. بنابراين، ايجاد رابطه با موجودى كه از نظر مكان، خارج از قلمرو حس است، امكانپذير نمىباشد.
٢- شناخت عقلى در برابر شناخت حسى، شناخت عقلى قرار دارد كه از نظر مشخصات، دقيقاً نقطه مقابل آن است؛ يعنى، بهجاى شناخت فرد، مفهوم كلى و بهجاى ظواهر اشيا، درون آنها و بهجاى فرد محدود به زمان و مكان، صورت كلىِ غيرمحدود شناخته مىشود.
براى آگاهى بيشتر به نمونههايى از شناخت عقلى اشاره مىكنيم:
الف- انتزاع مفاهيم و قضاياى كلى ذهن انسان داراى قدرت و توان خاصى است كه مىتواند از مشاهده جزئيات، مفاهيم و قضاياى كلى انتزاع كند؛ مثلًا، گاهى آدمى از مشاهده چند فرد، يك مفهوم كلى بهنام «انسان» مىسازد. او قطعاً در اين شناخت، از عقل كمك مىگيرد؛ زيرا مفهوم كلى،