جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٤٢
چيزى جز مظهر تلفيق تصادفى اتمهاى مختلف نيست. «١» تحليل اين نظريه: تفسير جهان از طريق تصادف، صحيح نيست؛ زيرا تصادف اگر بتواند از عهده تفسير يك يا دو پديده برآيد، اما آيا مىتوان تمام جهان هستى- با اين نظم دقيق- را با تصادف توجيه كرد؟
ماديون نظام حاكم بر ماده را مولود حركتهاى پيوسته ماده مىدانند، كه بتدريج به اين نظام منتهى شده است، در حالىكه ما هدفدارى را در اين نظام بوضوح، مشاهده مىكنيم و مىبينيم كه هرگز تصادف يا خصيصهگرايى نمىتواند آن را توجيه كند.
ما بوضوح مشاهده مىكنيم كه در بدن مادر، اعضايى وجود دارد كه مىتواند غذاى نوزاد را بموقع آماده سازد. پستان زن، مجراى خروجى شير و دهان كودك بنوعى، با يكديگر هماهنگى دارد كه حاكى از هدفدارى و آيندهنگرى است و تصادف كور و كر نمىتواند آن را توجيه كند.
شگفت اينجاست كه ماديون با اينكه خود را از دانشمندان علوم طبيعى مىدانند، نظام حاكم بر ماده را از طريق تصادف توجيه مىكنند، در حاليكه تصادف هيچگاه مبدأ نظام نبوده، بلكه پيوسته مبدأ بىنظمى و هرج و مرج است.
فرض كنيد مصالح ساختمانى يك آپارتمان چهار طبقه را در ظرفى بزرگ بريزيم و ماهها و سالها آنرا به حركت درآوريم، هيچگاه از اين حركت ممتد، جزئىترين نظمى پديد نمىآيد. پس چگونه ذرّات جهان در سايه حركت ممتد، مبدأ پيدايش نظمهاى جزئى بوده كه روى هم جمع شده و نظام موجود را تشكيل داده است؟
٣- در پيدايش هستى، علت مادى كافى است در پيدايش انواع، علت مادى- كه همان ماده است- كافى مىباشد و به علت فاعلى خارج از ماده نيازى نيست. درحقيقت، نفى علت فاعلى، خود اعتراف به خودكفايى ماده است.
- تحليل اين نظريه: نفى علت فاعلى و اكتفا به علت مادى، اشتباهى بيش نيست؛ زيرا ما در تحليل ماده، هر چه به عقب برگرديم، به بساطت آن و در نهايت، به ملكولها و اتمها