جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٥١
امكان شناخت هر انسانى در زندگى خود، از يك رشته امور، علم و آگاهى دارد و پيوسته بر اين آگاهيها مىافزايد؛ مثلًا، ما از محيط اطراف خود آگاهيم، افراد متعدّدى را مىشناسيم و درباره وجود اين جهان هيچگونه شك و ترديدى نداريم. ولى تاريخ فلسفه از افراد متفكرى نام مىبرد كه درباره داشتن علم و آگاهى نسبت به جهان دچار شك و ترديد شده و مسلكهايى را پايهگذارى كرده بودند. مىتوان آنها را به دو گروه تقسيم كرد:
الف- سوفسطاييان كه وجود جهان خارج را انكار مىكردند.
ب- شكّاكان كه مىگفتند: جهان خارج وجود دارد، لكن شناخت آن امكان ندارد.
اينك به تحليل اين دو مكتب مىپردازيم:
منشأ پيدايش مكتب سوفيسم قريب پنج قرن پيش از ميلاد، گروهى از متفكران يونانى واقعيت جهان را انكار كردند و افكار و انديشههاى انسان را پندارهايى موهوم و غير واقعى دانستند. «١» پيدايش اين طرز تفكر نتيجه دو عامل مهم بود:
١- پيدايش آراء و عقايد فلسفى گوناگون و متضاد و نيز استدلالهايى كه هر گروه براى اثبات صحت مكتب انجام مىداد.
٢- رواج حرفه وكالت در محاكم قضايى و استفاده از فن خطابه و جدل در اثبات دعاوى كه وكلا مىتوانستند حقى را باطل و باطلى را حق جلوه دهند. گورگياس، قهرمان