جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٨٥
نشانه حقيقت است كه حق و باطل بودن يك شىء در اختيار خود جامعه باشد، اما اگر منهاى داورى جامعه، حق و باطلى وجود داشته باشد، اتفاق نظر، نشانه حقيقت نيست.
به ديگر سخن، دانشهاى ما بر دو قسم است:
الف- معلوماتى كه با اتفاق يا اختلاف نظر، واقع آن دگرگون نمىشود؛ مثل اينكه بگوييم: آب مركب از دو عنصر اكسيژن و هيدروژن است. در اين صورت، اتفاق يا اختلاف در ماهيت آب، تأثيرى در حقيقت بودن آن ندارد.
ب- معلوماتى كه واقعيتى جز اتفاق آراء ندارد؛ مانند: مسائل حقوق اجتماعى.
با توجه به اين تقسيم، مىگوييم: در قسم دوم، اتفاق آراء، نشانه حقيقت است؛ زيرا مثلًا، هر جامعهاى حق دارد نظام حكومتى خود را براساس اتفاق آراء انتخاب كند و اين انتخاب تا وقتى از پشتوانه اجتماعى برخوردار باشد، حقيقت خواهد بود.
مدافعان اين نظريه، مسائل واقعى را با مسائل حقوقى جامعه خلط كرده و تصور نمودهاند آنچه ملاك حقيقت در مسائل اجتماعى است، در مسائل واقعىهم بايد چنين باشد.
٤- مفيد بودن برخى از فلاسفه غربى مىگويند: «حقيقت» آن است كه براى بشر سودمند باشد و در مقابل، «باطل» آن است كه نافع نباشد. بنابراين، هر حقى مفيد و هر مفيدى حق است. «١» ويليام جيمز مىگويد:
«حقيقت همان انديشه سودمند در زندگى عملى انسان است.» «٢» تحليل اين نظريه:
در تحليل اين نظريه، بايد گفت: در مسائل كلى اخلاقى، حقيقت و مصلحت ملازم يكديگرند. اگر دروغ و تهمت برخلاف حقيقت است، برخلاف مصلحت نيز مىباشد، همچنان كه اگر راستگويى عين حقيقت است، مفيد و سودمند نيز مىباشد. اما بايد توجه