جهان بينى و شناخت

جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٢٧

رابطه جهان‌بينى با ايدئولوژى‌ پس از آشنايى با مفهوم جهان‌بينى و ايدئولوژى، نوبت آن است كه به ارتباط ميان جهان‌بينى با ايدئولوژى توجه كنيم. در اين باره سه نظريه وجود دارد:
١- رابطه بين اين دو، رابطه‌اى توليدى است و حكمت عملى برگردان يا نتيجه منطقى حكمت نظرى است.
٢- هيچ نوع رابطه‌اى بين دانش و ارزش وجود ندارد.
٣- حكمت نظرى پايه‌اى براى حكمت عملى است.
اينك به تحليل اين سه نظريه مى‌پردازيم:
تحليل نظريه اول‌ نظريه نخست بر اين پايه استوار است كه آنچه انسان از جهان هستى به عنوان قوانين حاكم به دست مى‌آورد، همان اسوه و الگوى زندگى فردى و اجتماعى او است. به عبارت ديگر، «بايدها» به‌طور كامل زاييده «هست‌ها» است.
در قرون اخير، بيش از همه، كارل ماركس و همفكر او، انگلس، طرفدار نظريه توليدى بودن ايدئولوژى از جهان‌بينى بودند. آنان قوانين حاكم بر طبيعت را دستاويز خود قرار داده بودند و مى‌گفتند: چون در جهان طبيعت بين تز «١» و آنتى تز، نَبَردى بى‌امان وجود دارد، جامعه نيز بايد اينچنين باشد.
به‌عنوان نمونه، در تخم مرغ يا هسته‌اى كه در دل زمين كاشته مى‌شود، نيرويى (تز)