جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٩٢
يك نظريه فلسفى. اگر هم بگوييم اين يك قضيه بديهى است، ناخودآگاه، به يك شناخت خود معيار اعتراف كرده و آن را ميزان شناختهاى ديگر دانستهايم.
ب- از آنجا كه دايره تجربه محدود به موجودات مادى است، برخى از قضايا كه نزد همه مكاتب از مسلّمات شمرده مىشود، قابل آزمون نخواهد بود. «١» بهعنوان نمونه، مسأله امتناع دور و تسلسل را نمىتوان در آزمايشگاه ثابت كرد؛ زيرا همانگونه كه يادآور شديم، موجودات مادى در قلمرو آزمايش قرار مىگيرند، نه يك قانون فلسفى.
ج- تجربه، وابسته به طبيعت است و اين وابسته بودن، ارزش مسائل تجربى را متزلزل كرده است؛ زيرا هر روز تجربه بهتر با وسايل دقيقترى عرضه مىشود كه حاكى از بطلان تجربه گذشته است. از اينرو، امروزه مسائل علمى تجربى ارزش موقت دارد و هر لحظه انتظار منسوخ شدن آنها مىرود. «٢» د- اشكال سوم اين است كه هيچ يك از قضايايى كه در گذشته انجام گرفته يا در آينده انجام خواهد گرفت، اكنون قابل تجربه نيست؛ زيرا هر دو معدوماند و هيچ معدومى قابل آزمايش نمىباشد. «٣» ٨- پيروزى برخى از دانشمندان معتقدند كه پيروزى يك مكتب، معيار شناخت است و مىگويند: براى شناخت حقيقت لازم نيست بهمحتواى دو مكتب توجه داشته باشيم، بلكه صرف پيروزى يك مكتب معيار حقيقت بودن آن است و به تعبير ديگر، اگر حقيقت نداشت، پيروز نمىشد. «٤» تحليل اين نظريه:
بايد توجه داشت كه علت پيروزى يك مكتب، پيروى از آن است. ممكن است ما اين نوع