جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٩٩
تقليد در فروع دين يكى از واجبات است و انسان غير مجتهد بايد در فروع دين از مجتهد جامعالشرايط تقليد كند. «١» اما تقليد در اصول دين ممنوع است. قرآن كريم با اصرار تمام، از مردم مىخواهد بدون تحقيق و برهان عقلى، از هيچ عقيدهاى پيروى نكنند؛ «وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ» «٢» از آنچه بدان علم ندارى، پيروى مكن.
از جمله مسائلىكه در زمان جاهليت بشدت رايج بود، مسأله افتخار به نياكان و احترام بىقيد و شرط در برابر افكار و عادات و رسوم آنها بود. قرآن كريم در مذمت اين روش مىفرمايد:
«وَ اذا قيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا الى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ الَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَائَنَا أَوَ لَوْ كانَ آبائُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ» «٣» هنگامىكه به آنها گفته شود: بهسوى آنچه خدا نازل كرده و بهسوى پيامبرش بياييد، مىگويند: آنچه از پدران خود يافتيم ما را بس است. آيا نه چنين است كه پدران آنها چيزى نمىدانستند و هدايت نيافته بودند.
در اين آيه، حال مشركان عرب بازگو شده، كه وقتى به آنها گفته مىشد بهسوى آنچه كه خداوند نازل فرموده، بياييد و دست از بتها و بدعتهاى خود برداريد، مىگفتند: همين سنتهاى نياكان براى ما كافى است. قرآن كريم در پاسخ، مىفرمايد: آيا تقليد بى قيد و شرط از جاهل و گمراه جايز است؟
چگونه تقليد مانع شناخت مىشود؟ شكى نيست كه روح قدردانى و رعايت اصول انسانى ايجاب مىكند كه پدران و اجداد، محترم شمرده شوند، اما اين بدان معنى نيست