جهان بينى و شناخت

جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٩٣

پيروزى را نشانه و معيار حقيقت بدانيم؛ قرآن در اين زمينه مى‌فرمايد:
«قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً» «١» بگو حق فرا رسيد و باطل مضمحل و نابود شد و (اصولًا) باطل نابود شدنى است.
ولى گاهى اوقات علت پيروزى جمعيتى كه تظاهر به پيروى از يك مكتب مى‌نمايند، پيروى از آن مكتب نيست و با كنجكاوى، مى‌توان دريافت كه علل ديگرى در پيروزى آنها نقش داشته است. آيا با وجود اين احتمال، مى‌توان پيروزى را معيار حقيقت دانست؟
مردى مسيحى از شيخ محمد عبده سؤالى پرسيد. او در جواب گفت: درست است كه هر درخت را بايد از ميوه‌اش شناخت، اما به شرط آنكه ميوه مربوط به همان درخت باشد. ما آن روز شكست خورديم كه اسلام را رها كرديم و از آن جز پوست، چيزى باقى نمانده بود، ولى از روزى كه شما مسيحيت را رها كرده‌ايد و معيار ديگرى را كه غالب آنها از اسلام گرفته شده بود، برگزيديد، به نتايجى ثمربخش نايل شديد. اين بسيار ساده‌انديشى است كه ما جمعيتى را وابسته به مكتبى بدانيم و از علل و جريانهاى ديگر كه در كنار آن فرضيه وجود دارد، چشم بپوشيم و پيروى را فقط مربوط به پيروى از آن مكتب بدانيم. «٢» كوتاه سخن آنكه اگر فرضيه در عمل نتيجه داد و پيروز شد، زمانى معيار حقيقت است كه بدانيم فرضيه ديگرى در اين مورد وجود ندارد و پيروى از مكتب علت تامّه پيروزى است. ولى اگر احتمال دهيم كه علل و عوامل ديگرى در پيروزى نقش داشته‌اند، نمى‌توان پيروزى را معيار شناخت حقيقت دانست. «٣»