جهان بينى و شناخت

جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٥٨

«وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ امَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصارَ وَالْافْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» «١» و خداوند شما را از شكم مادرانتان خارج نمود، در حاليكه هيچ چيز نمى‌دانستيد و براى شما گوش و چشم و عقل قرار داد تا شكر نعمت او را به جا آوريد.
در ميان حواس پنجگانه، به دليل اهميتى كه چشم و گوش دارد به ذكر اين دو اكتفا كرده و با كلمه «افئدة» به ابزار شناخت ديگرى- كه درباره آن بعداً سخن خواهيم گفت- اشاره مى‌كند. شگفت اينجاست كه آيه را با «لعلَّكم تشكرون» به پايان رسانيده و مقصود آن است كه بهره‌گيرى صحيح ازاين ابزار خود نوعى سپاسگزارى است.
آيا حس مى‌تواند يگانه ابزار شناخت باشد؟
گروهى از فلاسفه غربى و در رأس آنان، جان لاك حس را يگانه راه شناخت دانسته و هرگونه ابزار شناخت ديگرى را مورد انكار قرار داده‌اند. «٢» اما فلاسفه اسلامى در عين اعتراف به ارزش حس، ابزار شناخت را منحصر به آن نمى‌دانند؛ زيرا- همان‌گونه كه بيان خواهيم كرد- برخى از ادراكها هستند كه دسترسى به آنها هرگز از طريق حس ميسّر نمى‌گردد. هر چند حس جنبه مقدّمى دارد، ولى در عين حال، نتيجه با ديگر ابزار شناخت (عقل) سر و سامان مى‌گيرد.
علاوه بر اين، حس دچار خطاهاى بسيارى مى‌شود كه براى اصلاح آنها بايد از عقل كمك گرفت؛ مثلًا، چشمان ما درختان موازى دو طرف خيابان را به‌صورت متقاطع مى‌بيند كه در فاصله‌اى دورتر به هم مى‌رسند. اين يك خطاست و معيار ما در تشخيص آن عقل است.
درست كه ما در تشخيص اين خطا بر حس خود تكيه مى‌كنيم؛ زيرا بارها اين خيابان را پيموده‌ايم و فاصله درختان را يكسان ديده‌ايم، ولى اين استدلال زمانى قوّت پيدا مى‌كند كه مسأله اجتماع نقيضين را باطل بشماريم و بگوييم: «محال است اين‌ جهان بينى و شناخت ٦٤ ب - انتزاع و تجريد ص : ٦٤