جهان بينى و شناخت

جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ٢١

نياز انسان به جهان‌بينى و دين‌ جهان‌بينى توحيدى كه با محتواى «دين» از سرچشمه وحى بر بشر عرضه شده خواسته طبيعى و فطرى انسان است؛ زيرا هر كس مى‌خواهد بداند كه از كجا آمده، براى چه آمده و به كجا خواهد رفت و به قول شاعر، از كجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود به كجا مى‌روم آخر ننمايى وطنم؟
بايد براى پاسخ به اين پرسشها به دين رجوع كند؛ زيرا دين مى‌گويد: بشر موجودى است كه خداوند او را آفريده تا در پرتو عمل به دين، به كمال برسد و از نتيجه اعمال خود در جهان ديگر بهره ببرد. «١» به تعبير روان‌شناسان، روح انسان داراى چهار بعد است:
الف- كنجكاوى: كه سرچشمه پيدايش علوم و اكتشافات است؛ ب- نيكى: كه پديد آورنده اخلاق و صفات عالى روحى است؛ ج- زيبايى: كه پديدآورنده هنر و موجب تجلّى ذوقيات است؛ د- مذهبى: يعنى، همان گرايش به شناخت وجود خويش و جهانى كه در آن زندگى مى‌كند. «٢» دين پاسخگوى نياز چهارم انسان است، در حاليكه افراد فاقد دين از پاسخگويى به خواسته‌هاى درونى خود در اين بعد ناتوانند.